ابراهيم اصلاح عربانى
590
كتاب گيلان ( فارسى )
در لنگرود دل من اتريش 1367 اصلانى - محمد رضا محمد رضا اصلانى به سال 1322 در رشت به دنيا آمد . كتابهاى شعر « شبهاى نيمكتى » ، « روزهاى باد » ، « بر تفاضل دو مغرب » و « سوگنامهء سالهاى ممنوع » از او انتشار يافت . اصلانى در زمينهء ادبيات كودكان و فيلمنامه نيز كار مىكند و مدير نشر نقره است . هنگام كه رسيديم ما ظلمتى بوديم * كه بر ساحل سنگى نشستيم و از خويش مىرستيم * و كسى نمىدانست اين چشمهاى شيشهاى را از كجا خريدهايم * و كسى نمىپرسيد ما سبك * مثل ستارهها به زمانى مىرسيديم كه سنگين و سنگوار بود * و بىكه بر انگيزه سؤالى بنشيند مثل مه غروب * در چراغها مىسوخت ما آستينهامان را به سايههاى باد سپرديم . اكسير - اكبر اكبر اكسير به سال 1332 شمسى در آستارا به دنيا آمد . او دبير ادبيات ، نويسنده ، منتقد ، طنزپرداز و شاعرى غزلسرا و نوگراست . در سال 1358 هفتهنامهء « همشهرى » را در آستارا منتشر كرد . كتابهاى « سوگ سپيداران » و « بغض قنارى » تاكنون از او به بازار آمده است . در ملتقاى شالى و احساس گيلان ! * اى خفته در رطوبت تاريخ ! اى ملتقاى شالى و احساس * اى در حريم حرمت « كوچك خان » اينك خزر * با ماهيان صداقتش در تور اختناق محصور گشته است . * و شاليزار ، اين رازدار حسرت شاليكار * خشكيده از شقاوت آفت افتاده از طراوت و ايثار * و برگبرگ چاى تو در دشت لاهيجان برگهاى دفتر اندوهند . * وقتىكه دختران بالغ چائىكار غمگينترين ترانهء « ديلم » را تكرار مىكنند * و جنگل اين قامت بلند رهائى * بىانفجار نارنجك بىارتعاش سرخ مسلسل * اسطورهء تهاجم پائيز است . گيلان ! * اى سرخى تمامى دشتها در احتضار نور * در خشكسال عاطفه در منتهاى نور * وقتىكه لب ، سرود رهائى را ، از ياد برده است باران تو ، ترانهء ديرين قلبهاست * گيلان ! اينجا منم ، * غمگينترين پرندهء اين ساحل غريب چشمم به سوى جنگل پررمزوراز تست * تا انفجار درد ، تا رويش دو بارهء كوچك خان * تا لحظههاى سرخ رهايى . . . با ياد تو * شعرى به قامت جنگل شعرى به وسعت شاليزار * شعرى به هيبت دريا سرودهام بارى ! بر اين قبيلهء دلتنگ * بر اين كوير شبآهنگ اشكى ببار * اى آيت مقدس باران ! اى شعر ! * اى حماسه ! اى گيلان ! بابائىپور دريائى - محمد محمد بابائىپور دريائى به سال 1322 شمسى در لنگرود به دنيا آمد . ليسانسيهء علوم ادارى و دبير دبيرستانهاى لنگرود است . شاعرى است گيلكى سرا ، غزلسرا و نوپرداز . بخشى از شعر گيلهوا جنگلى است * در سينهكش « اتهكوه » « 2 »
--> ( 2 ) . اتهكوه : كوه سربلند در جنوب لنگرود